تبليغاتX
خيالبافي‌هاي ستاره كوچولو
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اگه زندگی کتاب بود. من دوس داشتم اول اخرشو می خوندم و از اول زندگی می کردم. کاری که هیچ وقت با کتاب هام نکردم
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:6 بعد از ظهر | 

می نویسم. بازهم می نویسم. اما متفاوت تر از گذشته. از سه سال می نویسم. سه سالی که با همه شیرینی ها و تلخی هاش گذشت. آره. امروز اینجا سه ساله میشه. چند روز پیش فرصتی بوجود اومد که بعضی از پستای این سه سالمو خوندم. از بعضی هاشون بدم اومد، از بعضی هاشون خوشم اومد. خیلی چیزها رو اصن به یاد نمی آوردم و از به یاد آوردن بعضی چیزا که یادم رفته بود کلی خوشحال شدم. ولی فک کردم به اینکه چقد همه چیز عوض شده. چه آدم هایی که یه روزایی بودند و الان نیستند. ولی هر چی بوده گذشته، دوس دارم حال رو زندگی.

راستی سال نو هم مبارک. یه کم دیر شده اما هنوزم نوئه.

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 11:11 قبل از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar