تبليغاتX
خيالبافي‌هاي ستاره كوچولو
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
رومانتيك

من عاشق شبم. عاشق اينم كه شب توي ماشين شيشه رو بكشم پايين و باد محكم به صورتم بخوره. منم بر اثر برخورد باد با صورتم، چشمام رو تا نيمه ببندم و خيره بشم به چراغ‌هايي كه يكي پس از ديگري از جلوم مي‌گذره. در اين لحظه لرزشي زير دستم احساس مي‌كنم . در حالي كه همچنان به چراغ‌ها نگاه مي‌كنم دست مي‌كنم توي كيفم و موبايلم رو در ميارم. توي دلم مي‌گم: اي كاش او باشد. صفحه‌اش رو مي‌گيرم روبروي صورتم. با ديدن اولين حرف از اسمش دلم مي‌خواست فرياد بزنم

واي چه صحنه‌ي رومانتيكي

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:42 بعد از ظهر | 
"ملت های کوچک در برابر تاریخ در معنای گسترده اش همیشه حالت دفاعی دارند تاریخ نیرویی است که از ان ها برتر است و چندان جدی تلقی شان نمی کند و حتی ان ها را نمی بیند"

پرده  (میلان کوندرا به ترجمه کتایون شهپرزاده و آذین حسین زاده)

چقدر این جملات آشنا هستند.

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 10:25 قبل از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar