تبليغاتX
خيالبافي‌هاي ستاره كوچولو
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
امتحان

فصل امتحانات اومد و بد بختي ما هم شروع شد به علت اينكه بنده فوق‌العاده درس‌خون هستم مي‌خوام يه دو سه هفته‌اي رو تعطيل كنم اگه وقت كنم حتما ميام و سر مي‌زنم

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 1:14 بعد از ظهر | 
تراژدي برف

وقتي برف‌ها دونه دونه مي‌ريزن پايين اونم تو روزي كه ياد تو در دلم چنگ مي‌زنه با يه حسرت روبرو مي‌شم جسرت برف‌هايي بي‌تو، برف‌هايي كه بي تو مي‌ريزن پايين، برف‌هايي كه بي تو بازي مي‌كنند و برف‌هايي كه بي تو آب مي‌شوند

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 1:2 بعد از ظهر | 
روزمرگي يا روز، مرگي

امروز يه تعبير جديد از يك كلمه شنيدم كه به نظرم خيلي جالب اومد در واژه‌نامه‌ي من روزمرگي (با فتحه ميم و كسره ر خوانده شود) به معني انجام دادن كارهاي متداول در زندگي به طوريكه براي فرد خسته كننده شود يا انجام دادن كارهايي كه براي فرد آن‌قدر تكرار شده باشد كه انجام آن هيچ جذابيتي نداشته باشد اما امروز كلمه روزمرگي (بخوانيد با فتحه ميم و ر ساكن) شنيدم كلمه‌ي جديدي يود كه در لغت‌نامه‌ي من تعبيري براي اون نبود اول فكر كردم كه در همون معناي كلمه‌ي اول استفاده مي‌شه اون وقت مي‌شد گفت كه اين دو كلمه با هم جناس كامل دارند اما وقتي بيشتر فكر كردم ديدم براي روزمرگي (بخوانيد با فتحه ميم و ر ساكن) ميشه تعبير ديگه‌اي هم داشت مثل روزهايي كه ديگر زنده نيستي و در واقع مرده‌اي بيش نيستي يا انجام دادن كارهايي در روز كه برايت مرگ‌آور است.

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 10:18 قبل از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar