تبليغاتX
خيالبافي‌هاي ستاره كوچولو
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
امروز تولدمه
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 9:46 قبل از ظهر | 
من برگشتم بعد از امتحانات سخت و طاقت فرسا
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 6:6 بعد از ظهر | 
یه چند روزیه که خیلی داغونم اصلا حوصله نوشتن ندارم.

یه کاری می خوام بکنم که نمی دونم درسته یا نه؟!

پی نوشت: تصمیم گرفتم که انجامش ندم چون اگه انجام می دادم همه چیزم از بین می رفت. همه ی اعتقاداتم و همه ی خودم. هر چند الانم که انجامش ندادم حال و روزه خوشی ندارم

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 1:13 بعد از ظهر | 

خداحافظ گاری کوپر

نویسنده: رومن گاری

ترجمه: سروش حبیبی

چاپ هفتم، 1386، نشر نیلوفر، 287صفحه

لذتی که از خواندن این کتاب بردم تا به حال از خواندن هیچ کتاب دیگری نبرده بودم. خیلی عالی بود. در حالی که در ابتدا داستان تصور می کردید که با داستان و تمی فلسفی روبه رو هستید. و یا آدم هایی که فوق بشر هستند و در واقع از تعلقات و زندگی دنیوی بردیدند. اما رفته رفته و کم کم چنان در زندگی واقعی ذوب می شوند که بهترین داستان عشقی که فکرش را هم بکنید می سازند. آن هم آدمی که زندگی دنیوی دور بوده یا حتی نفرت داشته.

«دیوار زبان وقتی کشیده می شود که دو نفر به یک زبان حرف می زنند. آن وقت دیگر مطلقا نمی توانند حرف هم را بفهمند.»ص8

در واقع تمام آدم هایی که توی این کتاب هستند آدم هایی آرمان گرا که به دنبال آرمان های خود هستند و در واقع دل از این دنیا بریده اند. نویسنده باقی آدم ها را آدمهای سطح پایین می داند. تعدادی از این آدم ها در اوایل داستان به تصویر کشیده  می شوند اسکی بازانی هستند که در سوئد زندگی می کنند و تعداد دیگری از این آرمان گراها در دانشگاه مشغول تحصیل می باشند و با کارهای دور از ذهنی انجام می دهند.

«پدر و مادرش می بایست پنجاه سالی داشته باشند. مگر می شود چیزی را برای آنها توضیح داد؟ زندگی با همه واقعیاتش سالهای سال تا مغز استخوان اینها رفته و چنان خیس خورده بود که دیگر چیزی حس نمی کردند و دیگر هیچ جور نمی شد این چیزها را حالیشان کرد.» ص15

اما کم کم می بینیم که شخصیت اول داستان ،لنی، با عاشق شدن، چیزی که همیشه از آن دوری می کند، ترجیح می دهد که به زندگی دنیوی بپیوندد تا همیشه پیش آن دختر بماند حتی سعی می کند دوباره به قله برود و آن چیزهایی که قبلا به آن اعتقاد داشت را دوباره در خود جستجو کند اما نمی تواند.

«هیچ نباید کسی را اذیت کرد. چون وقتی زنی را آزردید به او نزدیک می شوید و این برای آزادی از قید تعلق خوب نیست» ص52

« آدم همیشه با شنیدن صدای کاکایی ها خیال می کند که بار غم بر دلشان سنگین است حال آنکه جیغ هایشان هیچ معنایی ندارد و مسایل روانی خود آدم است که این احساس را در دلش بیدار می کند. آدم همه جا چیزهایی می بیند که وجود ندارد این چیزها همه در دل خود آدم است آدم به یک جور درون گو مبدل می شود که از زبان کاکایی ها و آسمان و باد و خلاصه همه چیز حرف می زند. صدای عرعر خری را می شنویم . خریست و فوق العاده هم خوشحال و خوشبخت است. به قدری خوشبخت است که فقط خرها می توانند باشند. با خود می گوییم "وای خدا چه فلاکتی در این عرعر نهفته است" دلمان برایش کباب میشود ولی این برای آن است که خر واقعی خود ماییم.» ص175

خلاصه این که خواندنش را به همه توصیه می کنم.
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:7 قبل از ظهر | 
عشق

اره عاشق شدم. عاشق مردي كه شايد 16.17سال از من بزركتر باشه اما من دوست دارم عاشقش باشم. دوست دارم او تمام مدت حرف بزند من در سكوت به او خيره شوم. دوست دارم صبح ها وقتي كه مياد فقط لبخندي به من بزند.  خوشحال مي شوم از گفتن اين حرف كه مي گويد نوشته ام را چندين بار خوانده و خوشحال مي شوم وقتي كه از داستاني كه چندين ماه پيش برايش نوشته ام به خوبي ياد مي كنه و همش ميگه مثل اون بنويسم اين جوري متوجه مي شوم كه با وجود خوندن اون همه كتاب و داستان هنوز من و داستانم رو يادش هست

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:41 قبل از ظهر | 
جی دی سلینجر توی کتاب ناتور دشت میگه: کتابی خوبه که وقتی داری میخونیش هوس کنی گوشی رو برداری و یه زنگ به نویسنده اش بزنیو دلت بخواد که باهاش حرف بزنی. این روزها وقتی داشتم کتاب خداحافظ گاری کوپر رومن گاری رو میخوندم خیلی دلم می خواست امکانش بود و گوشی رو برمی داشتم و با گاری صحبت می کردم
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:32 قبل از ظهر | 

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

ترجمه: گیتی خوشدل

چاپ شصتم، نشر پیکان، 1386، 360صفحه

این کتاب راجع به این بود که انسان ها با استفاده از قدرت ذاتی که دارند می توانند هرکاری را که دلشان می خواهد انجام برسانند. اگر ما بعضی اوقات به چیزهایی می رسیم که از نظرمان ناخوشایند بوده به این دلیل است که این فکر ناخوشایند در ذهن ما از قبل وجود داشته یا به گونه ی نادرستی آرزو کرده ایم.

«زندگی بازی داد و ستد است زیرا آدمی هر آنچه را که بکارد همان را درو خواهد کرد. یعنی هر آنچه که از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او بازخواهد گشت، هر چه بدهد باز خواهد گرفتص 3

و این کتاب کمک می کند که چه گونه از نیروهای بالقوه که در درونمان است استفاده کنیم تا به آن آرزوهایی که در سر داریم برسیم. مثلا یکی از چیزهایی که عنوان می کند کلام است. با تکرار کلاممان می توانیم آن رو در ذهنمان بوجود آوریم.

«هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که راست نباشد، هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که پیش نیاید، هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که دیر نپاید

و راه های دیگری مثل این که تا پایان آرزویتان آن را با کسی در میان نگذارید.

«شور و شوق نسبت به آنچه که انجام می دهید در مخفی توفیق را به رویتان می گشاید

«تنها آن چیزی را به خود جذب می کنید که بی نهایت به آن می اندیشید

وقتی که این کتاب رو می خوندم ازش خیلی استفاده کردم و یه جورایی اصلا دوست نداشتم که تموم بشه اما الان تقریبا به هیچ کدوم از مطالبش عمل نمی کنم. چون طبق معمول پر از خشمم. این کتاب هم از آن کتاب هایی بود که در تعطیلات عید خوندم. کتاب دیگری که به تازگی خواندنش را تمام کردم :

خانواده من و بقیه حیوانان

نویسنده:جرالد دارل

ترجمه: گلی امامی

چاپ دوم، 1386، نشر چشمه

326صفحه. 4000تومان

این کتاب را به توصیه استاد زبان فارسی مان خواندم. کتاب از زبان برادر یکی از نویسندگان معروف انگلستانی است که دوران کودکی خود را بیان می کند. کتابی جالب و ملموس و پر از توصیفات زیبا. این کتاب راجع به پسر 8یا 10ساله ای است که عاشق حیوانات است او به اتفاق خانواده، انگلیس را ترک می کنند و به کورفو جزیره ای در یونان می روند. این کتاب همانطور که گفتم پر از توصیفات بسیار زیبا از طبیعت است. این توصیفات به قدری زیبا و زنده است که احساس می کنی دقیقا مقابل آن دشت و یا رودخانه و یا جزیره ایستاده ای و آن تماشا می کنی.

«به یقین در دیوانگی لذتی است که تنها دیوانگان از آن آگاهندص 19

مطلب دیگری که در این کتاب جالب است دعواهایی است که بین اعضای خانواده راجع به موضوعات مختلف رخ می دهد. خیلی زیبا پرداخته شده است.

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:5 بعد از ظهر | 
قاصدک
تو دست کردی تا از تو موهام قاصدک رو برداری اما من سریع چشمامو بستم چون فکر کردم که می خوای نوازشم کنی.
|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:4 قبل از ظهر | 
دوست داشتن

زندگی در پیش رو

نویسنده: رومن گاری

مترجم:لیلی گلستان

چاپ هفتم، 1386، 217صفحه

کتاب زندگی در پیش رو مثل باقی آثار گاری خوب و میشه گفت عالی بود.کتاب داستان پسر مسلمان حرمزاده ای است که با زن یهودی زندگی میکند. همانطور که از جملات کتاب بر می آید او می خواهد بزرگتر از سنش باشد و همین طور هم هست.

» اما باید بهش حق میدادم. چون تنها چیزی که برایش مانده بود، زندگی بود. آدمها بیش از هر چیزی به زندگی چسبیده اند و شنیدن این حرف وقتی بامزه میشود که به تمام چیزهای قشنگی که در این دنیا هست، فکر کنیم.»

شاید جریان واقعی داستان از هنگامی شروع میشود که رزا خانم، زن یهود، بیمار میشود. اما مومو، پسر مسلمان، تا آخربن و سخت ترین لحظات پیشش میماند. در حالیکه او با دیدن پدر واقعی اش چنین کاری نکرد حتی برای مرگ او ذره ای ناراحت نشد.

«فکر می کنم هیچ چیز کریه تر از آن نیست که به زور زندگی را توی حلق آدم هایی نچپانند که نمی توانند از خودشان دفاع کنند و نمی خواهند به زندگی کردن ادامه بدهند.»

این کتاب به موضوع عشق و دوست داشتن آدم ها میپردازد. این که چگونه میشود آدمی را دوست داشته باشی که با تو تفاوت های زیادی دارد. اما هیچ کدام از اینها مهم نیست چون تو فقط او را دوست داری و دوست داری که برای همیشه پیشش بمانی. به گونه ای که آخرین جمله کتاب این است که « باید دوست داشت»

کتاب دیگری که در این تعطیلات خواندم. حال و هواش با این کتاب کاملا فرق داشت.

 

آیا تو آن گمشده ام هستی؟

نویسنده: باربارا دی انجلیس

ترجمه: هادی ابراهیمی

چاپ دوم، 1382، 217صفحه

کتاب راجع به انتخاب شریک جنسی و یا دوست بود. توی این کتاب به بیان این قضیه پرداخته بودکه اگر ما در زندگی دچار انتخاب های نادرست میشویم همه اینها ریشه در دوران کودکی و نوجوانی ما دارد. اینکه انتخاب های ما شبیه انتخابهای قبلی مان هستند تصادفی نیست. یا اینکه ما در روابطمان با مشکلاتی روبه رو میشویم که قبلا هم برایمان پیش آمده، این هم تصادفی نیست.

«بسیاری از مردم نه از روی آمادگی جهت قسمت کردن غنای زندگی خود با شخص دیگر، بلکه از این رو  رابطه ای را آغاز میکنند که می خواهند از آنها حمایت و مواظبت شود.،

یکی از مشکلاتی که در روابطمان وجود دارد و برای خود من هم اهمیت داشت اینکه ما آگاهی و اطلاع کمی از طرف مقابلمان داریم.

«چیزهایی که از آن آگاهی ندارید به شما لطمه خواهد زد. موضوعاتی که باید راجع به آنها با همسرتان حتما صحبت کنید از قرار زیر است:

وضعیت خانوادگی و کیفیت روابط آنها، روابط قبلی او و دلایلی بهم خوردن آنها، درس های آموخته شده از تجارب زندگی او، اخلاقیات و اصول و نظام اخلاقی و ارزشهای او، نگرش و طرز برخورد او در مواجه با عشق و تعهد و برقراری ارتباط، فلسفه روحی و مذهبی او، اهداف زندگی شخصی و شغلی او.»

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 3:10 بعد از ظهر | 

اول: سال نو مبارک.می دونم که یه کم دیر شده اما از همین جا به همه ی دوستان سال نو رو تبریک می گم. به همه ی ایرانی ها، که این بزرگترین عیدشون هست.کلی کارهای نیمه از سال قبل به این سال کشیده شد. امسال هم هنوز شروع نشده کلی کار داشتم که میشه گفت تقریبا به هیچکدومشون نرسیدم.

دوم: توی این تعطیلات سه تا کتاب خوندم که خلاصه اونها رو در فرصت مناسب اینجا می ذارم تا دیگران هم استفاده کنند.

سوم: فردا این وبلاگ ما دوساله میشه. خوشحالم از اینکه دوسال اینجا نوشتم. توی تمام غمها و شادی ها. سعی کردم که توی این دوسال همیشه بنویسم و بسته به حالم بعضی اوقات غمگین نوشتم و بعضی اوقات مست شادی. هر گونه کم و کاستی که اینجا بوده به بزرگی خودتون ببخشید.

چهارم: می خواستم درباره طنز جدید مهران مدیری بگم. که به اعتقاد بنده واقعا عالی بود. حرف های زیادی برای گفتن داشت که عالی بود.خیلی خوب ضعف ها را نشون داده بود. ضعف های جامعه پزشکی، پلیس ، هنرمندان و در آخر همه مردم جامعه که چه طور جو گیر میشن در رابطه با اموری که اصلا کوچکترین اطلاعی ندارند. به نظر من عالی بود شاید جامعه ما به یه همچنین چیزهایی احتیاج داشته باشه تا از خواب خرگوشی بیدار شه.

پنجم: اینکه این تعطیلات هم بلاخره تموم شد. درسته که برای ما یه کم دیرتر تموم میشه. اما دوباره زندگی به حالت عادی خودش برمی گرده. و همچنان ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط ستاره كوچولو در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 11:40 قبل از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar